حالا اما واقعیت را دوست‌تر داشت. هر چند به طرز بی‌رحمانه‌ای، برهنه و کریه‌المنظر روبه‌رویش ایستاده بود. دیگر زمان خیال‌پردازی‌های شاعرانه نبود. وقت آن رسیده بود که پر و بال خیالش را بچیند، یک تکه زمین سفت و محکم پیدا کند و دو دستی بچسبد به زندگی.

/ 1 نظر / 5 بازدید
؟

شاید مجبور شده، وگرنه واقعیت همیشه تلخ هست