حافظه غم عظیمی‌ست...

تو، از حافظه من، انبوه کلماتی را می‌بینی که قادرم واو به واو پشت سر هم قطار کنم، بی‌که کمی پس و پیش شوند حتی، که اصلا چه غم دارم از امتحان امروز؟ یا آن امتحان جی آر ای که معلوم نیست بالاخره کی بروم بدهم؟

من، از حافظه‌ام، آخ که چه‌ها نمی‌بینم... آخ... 

/ 4 نظر / 3 بازدید
؟

و باز هم داستان حافظه، فکر می کنم اگر قرار بود بین بیماری ها یکی را انتخاب کنی آن بیماری آلزایمر بود ولی در مجموع مشکل آدم های احساساتی، این احساس مسئولیت عاطفی نسبت به بقیه و محیط اطرافشون هست و نه حافظه اون ها[ناراحت]

تبسم

و من خیلی خوشحال می شدم اگه می فهمیدم این ؟ کیه (البته اگه آشناس):دی

؟

خانوم تبسم ببخشید شما؟ حالا چه فرقی می کنه؟

؟

یک نفر می تونه هم بی تفاوت باشه نسبت به همه چیز و هم حافظه ای قوی داشته باشه، این بیشتر به منطق افراد و دیدشون نسبت به مسائله که از هر رویدادی چه چیزی یادشون می مونه