بهانه‌های خوشبختی - 3

نوعی از مستی هم هست که فقط زنی که دیشب، وقتی که تنها توی خیابان‌های شهر قدم می‌زد و نسیم خنک خرداد گونه‌هایش را نوازش می‌کرد و شالش را به رقص در می‌آورد و موهایش را پریشان می‌کرد و یاسمین لوی توی گوشش می‌خواند: Yo bebo y bebo y bebo para olvidarte دچارش شده...

پ.ن. دست‌های من منتظر بهانه‌اند آنتونیو. مثلا؟ همین سرگیجه‌ی مدام...

/ 3 نظر / 2 بازدید
سارا

چه دیر آمدی..آنتونیو

تبسم

ولی خوب شد که آمدی