هوا وحشی شده بود باز. باد می‌آمد. کمی هم باران. شالم توی باد می‌رقصید. بچه‌هه توی گوشم می‌خواند: توی کویر چشمات، بارون می‌گیره... می‌شد از شدت این‌همه زیبایی همان‌جا وسط میدان جان داد. 

/ 1 نظر / 5 بازدید
؟

جان دادن از شدت زیبایی!! لطفا نه