چند وقت پيش توي مجله مطلبي خوندم كه مربوط مي‌شد به مصاحبه با "احمد حنیف" كه روي يكي از نيمكت‌هاي حياط مدرسه‌ي عالي امام خميني قم انجام شده‌بود. احمد حنيف يك سياه‌پوسته كه سال‌ها در امريكا و كانادا(زادگاهش) زندگی کرده و به دليل پوستش به دنبال مرامي بوده كه مبارزه با ظلم رو به پيروانش آموزش بده و حالا يازده ساله كه تو ايران زندگي مي‌كنه. او زماني عضو يك گروه موسيقي بوده البته به قول خودش از نوع سالمش. از مسيحيت تا ماركسيسم، از ماركسيسم تا بوديسم و از بوديسم تا اسلام منزلگاه‌های فكري هستند كه او به دنبال يك ايدئولوژي براي مبارزه با ظلم و تبعيض در جهان يكي پس از ديگري اون‌ها رو طي كرده. ليسانس روان‌شناسي، علوم سياسي و مددكاري از دانشگاه‌هاي يورك در تورنتو و مك‌مستر در شهر هميلنو بهره‌ي او از دنياي علوم جديده. یه قسمت از این مصاحبه توضیحات جالبیه که اون در مورد مردم "گتو" میده و آدم رو به فکر وامیداره:

 

«"گتو" یعنی منطقه ممنوعه. منطقه حایل. در امریکا محله های فقیرنشینی را که معمولا سیاه پوستها در آنها زندگی میکنند "گتو" میگویند. در این محله ها امنیت بسیار پایین است و نرخ خشونت و آدم کشی بالاست و حتی پلیسها جرات وارد شدن به آن را ندارند.

اهالی "گتو" از آدمهای غریبه بدشان می آید و ممکن است خیلی راحت آنها را بکشند. مثلا اگر غريبه‌اي وارد گتو شود ممكن است يك نوجوان سياه‌پوست، به او نزديك شود و به او بگويد: "من از پيراهن تو خوشم آمده، بايد آن‌ را به من بدهي!" حال كافيست غريبه  لحظه‌اي درنگ كند تا وسط سرش سوراخي به اندازه‌ي فشنگ يك هفت‌تير ايجاد شود.

اما غير از ساكنان "گتو"، فقط يك گروه حق وارد شدن به اين سرزمين ممنوعه را دارند و اين گروه مسلمانان هستند. اين يك دليل بزرگ و مهم دارد و آن اين است كه سياهان، حتي آن‌هايي كه مسلمان نيستند، مي‌دانند كه اسلام دين حمايت از مظلومان و طبقات پايين جامعه است و آن‌ها در ذهنشان هنوز خاطره‌ي مبارزات آزادي‌بخش رهبران مسلماني همچون مالكوم ايكس را فراموش نكرده‌اند و از اين رهگذر براي اسلام و مسلمانان احترام خاصي قايلند. اما هر مسلماني هم حق ورود به منطقه‌ي "گتو"ها را ندارد. تنها افرادي اين حق را پيدا مي‌كنند كه ظاهرشان كاملا اسلامي باشد. يعني اگر مرد است، بايد حتما ريش داشته و پيراهن بلند عربي با يقه‌ي روحاني )يقه گرد(به تن كرده‌باشد. زن‌ها هم بايد با چادر و يا با مانتو و روسري باشند. در اين صورت كسي در "گتو" به آن‌ها آزاري نمي‌رساند. حتي در يكي از "گتو"هاي واشنگتن خانم مسلمان محجبه‌اي سال‌ها زندگي مي‌كرد، بدون آن‌كه كسي به او تعرضي كند. خلافکارها حتی اغلب اوقات مواظب بودند که هیچ مشکلی برای او پیش نیاید و این مساله آنقدر جدی است که غیر مسلمانها هم وقتی میخواهند وارد "گتو" شوند خود را به ظاهر اسلامی درمی آورند.»

 

وقتی این مصاحبه رو خوندم و مردم "گتو" رو با مردم مسلمان جامعه اسلامی(!) خودمون مقایسه کردم، احساس کردم دیگه وقتش رسیده که یه کم به کارهایی که میکنیم فکر کنیم و ازشون شرمنده بشیم...

 

  
نویسنده : حمیده ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٤
تگ ها :